هر قطعه جواهر، از یک ایده آغاز میشود؛ایدهای که همیشه از یک تصویر روشن شکل نمیگیرد،بلکه گاهی از یک حس، یک خاطره، یا حتی یک سکوت شروع میشود.
فرآیند طراحی، برای من ترجمهی این احساسات به زبان فرم است؛جایی که خطوط، حجمها و بافتها تلاش میکنندچیزی را بیان کنند که واژهها از گفتنش ناتواناند.
در ابتدا، ایدهها به صورت طراحیهای دستی شکل میگیرند؛خطوطی آزاد، ناتمام و زنده که مسیر کار را مشخص میکنند.سپس این طرحها وارد مرحلهی مدلسازی میشوند؛جایی که فرمها دقیقتر میشوند، اما هنوز روح اولیهی خود را حفظ میکنند.

در ادامه، انتخاب متریالها آغاز میشود؛سنگها، فلزات و بافتها نه فقط بر اساس زیبایی،بلکه بر اساس معنایی که با خود حمل میکنند انتخاب میشوند.
در مرحلهی ساخت، جواهر از یک مفهوم به یک واقعیت تبدیل میشود؛اما حتی در این مرحله نیز،دقت در جزئیات و احترام به ایدهی اولیه،اصل مهمی است که در تمام مسیر حفظ میشود.
هر مجموعه، نتیجهی یک روند خطی نیست؛بلکه حاصل رفت و برگشت میان احساس، تجربه و ماده است.
و در نهایت، هر قطعه جواهر،نه فقط یک شیء ساختهشده،بلکه بخشی از یک روایت است؛روایتی که از درون آغاز شده و به جهان بیرون رسیده است


